تبليغاتX
خودنویس
همچنانکه می دانیم نیروی محرکه در هر سازمانی، نیروی انسانی است وسازمان ها از ابتدای به کار گیری و استخدام نیرو در سازمان به مانند یک نهال: آبیاری، مراقبت،نگهداریی و غیره... در جهت بهتر شکوفا شدن وبهره وری سعی وتلاش دارند. سازمان ها در راستای تربیت نیروی انسانی هزینه و سرمایه گذاری می کنند باتشکیل جلسات سمینار ها، کلاس های آموزشی وضمن خدمت و غیره، آن ها را به سوی اهداف و برنامه های سازمان سوق می دهند و همچنین تعلیم رفتار سازمانی را به آن ها می آموزند تا اینکه بعد از 20،15 سال، به صورت یک درخت تنومند که به بهروری رسیده از ثمره آن استفاده کنند به عنوان یک منبع سر شار که آزمایش و خطا های بسیاری را پشت سر گذاشته و با کوله باری از تجربه که با هزینه ی سازمان حاصل شده به صورت یک مربی توانا و موثر برای سازمان و آموزش افراد دیگر می باشد.

زیرا می دانیم در باشگاه های ورزشی، حرف اول را مربیان می زنند و تیمی برنده و موفق است که مربی توانا و صاحب تجربه داشته باشد. بماند، قرار داد های میلیاردی با باشگاه ها منعقد می گردد.

آیا سازمان و موسسه ای به مانند بانک و شریان اقتصادی هر مملکت می باشد که اهمیت آن در درون جامعه، یک طرف قضیه و برون آن خصوصا در همین موقعیت زمانی، جنبه ی سیاسی آن نیز حائز اهمیت بوده و به این مسئله واقفیم در همین روز ها کشور های بیگانه، اولین نشانه را بانک مرکزی کشورمان هدف قرار داده وتحریم نموده اند.

پس می ارزد با نگاه عالمانه و آگاهانه به مسائل بانک به ویژه شریان و محرکه ی آن نیروی انسانی بنگریم، اما با کمال تأسف می بینیم این درخت تنومند و این مربی حرفه و این داور سابقه دار با تبر تیز و بی رحم بازنشستگی قبل از موعد از ریشه کنده و حکم آن را به باد طوفانی(فاکس) می فرستند تا زود، کوله بارش را جمع و ترک خدمت کند.

اما در درب خروجی، صف، موسسات اقتصادی و بانکی و بانک های خصوصی، در انتظار لحظه شماری می کنند و با آغوش باز پذیرای آن ها می باشند و بدون اینکه هیچ گونه هزینه ی جانبی متحمل شوند با منت و با کمال احترام از آن ها استقبال نموده و رشد و شکوفایی خود را تجربه ی آن مربیان کار کشته و صاحب فنون بانکی می دانند،از طرف دیگر بیشتر آن ها دل شکسته و بی محبت مجبور به ترک خدمت و بازنشسته شده اند.

حال هم میوه می دهند یعنی مشتریان جدید برای آن موسسات و بانک های خصوصی جذب و هم میوه می چینند یعنی با جذب مشتریان بانک محل خدمت خود منابع آن را تصاحب می کنند.

براستی این یک نوع یک نوع فراری دادن و فرار مغز ها از موسسه ای به موسسه ای دیگر است.

آیا:وقت آن نرسیده و نمی رسد، بزرگان و اولیای محترم و دلسوز،موسسه ی عظیم بانکی و اقتصادی این سرمایه های گران قیمت را بازگردانند و منبعد با چاره اندیشه این آفت، از ماست که بر ماست را برچینند و قدر دان و قدر شناس آن بزرگوارانی باشند که بهترین زمان زندگی و سن جوانی خود را در پشت و گیشه ها و فوی والانت سپری کرده اند.

که بایستی در موقعیت وزمان خود، با عزت و احترام و در اوج سر بلندی و افتخار بدرقه شان نماییم بمانند اساتید دانشگاه قضات دادگستری به پیش کسوتان بانک بنگریم.

بهر حال:این نظر شخصی اینجانب بوده هرچند مختصر و ناقص مطرح شد اما از خوانندگان محترم تقاضا دارم بدون اغماض، نظر ودیدگاه خود را بنویسند که این مطلب نیاز به حلاجی و توضیح بیشتر دارد تا با همیاری دیگر همکاران، مطلب را، تصحیح، تکمیل وتشریح نماییم و صدای خفته ی آن قشر زحمت کش و خدمت گذار واقعی و معتمد جامعه را به شنوندگان خود که صاحب نظران و کارشناسان اقتصادی وبانکی می باشند برسانیم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 16:16 توسط علی مستوفی |


پیش فروش سکه به منظور جمع اوری نقدینگی سرگردان جامعه وکنترل بهای سکه وسرو سامان دادن به نحوه فروش وعرضه سکه وتعطیلی صف های شبانه روزی درجلو بانک ها بود.

دلسردی و عدم استقبال از پیش فروش سکه:

اولا: این اقدام تا کنون موجب کاهش بهاء سکه در بازار نگردیده است.

دوما: مقدار زیادی از نقدینگی سر گردان به سوی ارز و خرید وفروش دلار سرازیر گردید.

به نظر می رسد اگر در این موقعیت زمانی تعدادی از سکه های پیش فروش شده اعلام وتحویل گردد.

اولا: مقدار زیادی از نقدینگی با پیش فروش سکه به بانک ها بر می گردد.

دوما: قطعا در کنترل بازار سکه موثر خواهد بود.

راه مناسب تر جهت تعادل و جمع آوری نقدینگی سرگردان و سپرده های فراری بانک ها ، افزایش نرخ سود سپرده های کوتاه مدت (کوتاه مدت عادی_ویژه ی چهار ماهه ویژه ی شش ماهه) می باشد .

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 15:23 توسط علی مستوفی |

همچنان که میدانیم بانک موئسسه ای است که سرمایه و منابع آن را مشتری تشکیل میدهد و اگر مشتری نباشد بانکی وجود نخواهد داشت.

 پس بایستی بانک به شعار های : حق با مشتری است، مشتری مداری،حرف اول را مشتری می گوید:غیره...جامه عمل بپوشاند.

 مشتری می گوید: نرخ 6% سپرده ی کوتاه مدت بسیار پایین است.

 مشتری می گوید: در افتتاح اولیه ی سپرده ی کوتاه مدت که بعد از چهار ماه سود آن به حساب واریز می شود راضی نیستم.

 مشتری می گوید: من موکلم و تو (بانک) وکیلی ، اما بر خلاف نظر من ، هم وکیلی و هم موکل.

 مشتری می گوید: این نوع معامله بین ما ، در خدمت بانک ها وموئسسه های خصوصی است و رضایت مندی مشتریان در آنجا حاصل می شود.

پس می طلبد: بانک در راستای رضایت مندی مشتریان که افزایش منابع وهم چنین مصرف آن نیز جواب گوی نیازمندی یک طرف دیگر از مشتریان است ، گام برداشته و حرکت و سرعت آن هماهنگ با مشتریان باشد.   

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 21:20 توسط علی مستوفی |

به نظر می رسد که صدور حج کارت به دلایل ذیل در این مقطع ضروری نمی باشد...اولا: با توجه به مسئله قرعه کشی ثبت نام کنندگان و حذف تعداد زیادی متقاضیان ، نباید برای همه ی آنان حج کارت صادر می گردید که هم هزینه دارد و هم بانک ها نیز ، زمانی را به صدور و تحویل آن اختصاص می دهد ...دوما: نظر به این که : از سال 93 به بعد زائرین به حج مشرف می شوند ، صدور حج کارت با عکس کنونی برای سه ، چهار سال آینده مناسب و به موقع نمی باشد ...سوما: وضعیت متغییر ارز و پیش بینی کنونی آن جهت سال های آتی و صدور حج کارت امروزی برای زائرین ضروری به نظر نمی رسد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 17:55 توسط علی مستوفی |